تبليغاتX
دنیای درون
 

 تغییر افکار خشم آمیز

  شیوه تفکر ما با شیوه احساس ما مرتبط است. برخی     اندیشه‌ها ما را مستعد خشم و ناکامی می‌کنند. شیوه‌های رایجی که مردم قبل از بروز خشم آن را بکار می‌گیرند، عبارتند از: توقف کردن روی مساله مشکل آفرین ، تمرکز روی جنبه‌های منفی ، ناچیز شمردن وجوه مثبت ، انتظار داشتن کمال از خود و دیگران ، نتایج دلخواهی گرفتن ، نگرش انعطاف ناپذیر و تفکر دوقطبی( خوب _ بد ، سیاه _ سفید ).
شیوه‌های درمانی که می‌توانند به ما کمک کنند، عبارتند از: از چشم دیگران به موقعیت و مشکل نگریستن ، تامل در باب آنچه مایلیم انجام دهید، تامل درباره پیامدهای احتمالی اعمال خود ، قبول این نکته که همه خطاپذیرند و جستجوی شیوه‌هایی که به کمک آنها می‌توان یک موقعیت مشکل‌زا را به نحو مثبت کنترل و اداره کرد.

  بزرگترین امتیاز یک عمر زیستن اینستکه "خویشتن" خویش را متجلی کنیم و خودمان باشیم . پرسونا در واقع نقشی است که اجتماع به فرد داده است و از او انتظار ایفای آن نقش را دارد . پرسونا عبارت است از صورتک یا ماسکی که هر فرد در رابطه با توقعات و معیارهای اجتماعی و فرهنگی و سنتی به چهره می زند و هدف از بکارگیری این ماسک در واقع تاثیر گذاری بر دیگران و تا اندازه ای پوشاندن طبیعت و ماهیت درونی و واقعی شخص است . به عبارت دیگر پرسونا در مفابل شخصیت خصوصی فرد قرار دارد و به نوعی شخصیت اجتماعی فرد است که" خود-  ego " او به جامعه عرضه می کند .

 در فیلم برگمان- الیزابت-  هنرپیشه ای که می توان او را نمادی از نوع بشر تلقی کرد از نقش های متعددی که در صحنه زندگی به اجبار ایفا کرده است به ستوه آمده بعد از  آخرین نمایشی که داشته به ناگاه تصمیم می گیرد که ماسک هاتی را که تاکنون به چهره داشته به کناری زند چون به این کشف و شهود رسیده که اگر اینگونه با پرسونا همانند سازی کند از عواطف درونی و واقعی خود کمتر از نقشی که ایفا می کند آگاهی می یابد و هر چه این روند شدیدتر باشد بیگانگی او از خود(alienation) شدیتر می شود تا انجا که ممکن است اختیار و استقلال خود را از دست بدهد و به انعکاسی از محیط خود تبدیل شود از اینرو بعد از آخرین نمایشی که داشته سکوت اختیار می کند تا شاید از این طریق بیشتر به کشف "خویشتن –  self " نائل آید . اما این تغییر حالت او نوعی روان رنجوری تلقی می گردد و پرستاری به نام آلما را جهت مراقبت از او بکار می گیرند . از اینجا به بعد آلما نقش پرسونای کنار گذاشته شده الیزابت را به عهده می گیرد وبا بلاهت ها و سبکسری های خود تلاش دارد خود را بر خویشتن واقعی الیزابت تحمیل نماید . تقابل این دو نقش درونمایه فیلم پرسونا می گردد .

 

 

کلام حقیقت عاری از آراستگی

و کلام آراسته از حقیقت خالی است .

خردمندان نیازی نمی بینند تا منظورشان را اثبات کنند ;

آنان که سعی در اثبات نظراتشان دارند از خرد بوئی نبرده اند .

 

فرزانه دارائی ای ندارد

هر چه بیشتر به دیگران یاری می رساند

شادتر می شود

هر چه بیشتر به دیگران می بخشد

غنی تر می شود.

 

تائو بی اصرار و پافشاری قوت می بخشد.

فرزانه با رها کردن میل به تسلط , رهبری می کند .

                                                                 لائوتسه

 

دكتر آلبرت الیس سرشناس‏ترين و محبوب‏ترين روان‏شناس زمانه‏ى ما مى‏باشد. دكتر اليس كه بيش از نيم قرن سابقه روان‏شناسى بالينى دارد، رئيس مؤسسه آلبرت اليس در نيويورك مى‏باشد كه كارش رفتاردرمانى‏عقلانى‏هيجانى مردم است. او مؤلف كتاب‏هاى ؛ هيچ چيز نمى‏تواند ناراحتم كند؛ احساس بهتر، بهتر شدن، بهتر ماندن؛ زندگى شادمانه، زندگى عاقلانه و بيش از شصت كتاب ديگر است كه به چند زبان ترجمه شده‏اند. رفتاردرمانى‏عقلانى‏هيجانى او، طليعه‏دار رويكرد بسيار مشهورِ درمانِ شناختى رفتارى است كه ده‏ها هزار درمانگر در سراسر دنيا پيرو آن هستند.
كتاب با آلبرت اليس مشاوره كنيد(ترجمه مهرداد فیروزبخت) «خودمانى‏ترين» كتاب دكتر اليس مى‏باشد. آلبرت اليس در اين كتاب، پاسخ‏هاى خود به سؤالات خوانندگانش در وب سايت «از آلبرت اليس بپرسيد» را آورده است. او در پاسخ‏هايش، توضيحات مفصلى در مورد رفتاردرمانى‏عقلانى‏هيجانى مى‏دهد. هر كس كه مى‏خواهد با اضطراب، افسردگى، خشم و روابط (نامطلوبش) برخورد كند و رفتاردرمانى‏عقلانى‏هيجانى را بفهمد مى‏تواند از شصت سال تجربه روان‏درمانى دكتر اليس و خردمندى او در زمينه‏ى هيجان، رفتار و تفكر سالم كه در اين كتاب شرح داده شده است، استفاده كند.
كتاب با آلبرت اليس مشاوره كنيد سه قسمت دارد. اول، مقدمه‏اى بر رفتاردرمانى‏عقلانى‏هيجانى است. قسمت دوم آن چهل پرسش و چهل پاسخ در رابطه با كاربرد مفاهيم رفتاردرمانى‏عقلانى‏هيجانى در زندگى عاقلانه و سالم است. و بالاخره در قسمت سوم، حدوداً چهل پرسش و چهل پاسخ را مى‏خوانيد كه به متخصصان ياد مى‏دهند در روان‏درمانى، مددكارى اجتماعى، تدريس و غيره، چگونه از رفتاردرمانى‏عقلانى‏هيجانى استفاده كنند.

قسمتی از سخنرانی آلبرت الیس را از اینجا ببینید .

نگاه کلی

  • کلمه بهداشت روانی چقدر برای شما آشناست؟
  • چه ارتباطی بین بهداشت روانی و  اختلالت روانی وجود دارد؟
  • چگونه می‌توانیم بهداشت روانی خود را حفظ کرده یا بهبود ببخشیم؟

واژه بهداشت  (Health) و سلامتی همیشه انسان را در طول تاریخ به خود مشغول کرده است. تدوین برنامه‌های تربیتی – بهداشتی برای حفظ سلامتی و مطالعه ، جلوگیری و درمان بیماریها نمونه‌ای از این اقدامات بشری است. بهداشت در یک تقسیم کلی به دو نوع "بهداشت جسمی" و "بهداشت روانی" تقسیم می‌شود. ولی آنها همپوشی‌های زیادی را با هم دارند (بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند).

بهداشت روانی از آن جهت که رابطه مستقیمی با "عملکرد فردی – اجتماعی" و آسیب‌های روانی – اجتماعی" دارد، از اهمیت زیادی برخوردار است و این اهمیت باعث تدوین و اجرای برنامه‌های متعدد بهداشت روانی در سه بعد "پیشگیری، درمان و توانبخشی" می‌شود این سه بعد در برگیرنده تمام اهداف و فعالیت‌های بهداشت روانی است.

تعاریف بهداشت روانی

تعریف سازمان بهداشت جهانی

سازمان بهداشت جهانی  ، بهداشت روانی را اینگونه تعریف می‌کند: "بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت قرار دارد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش‌های روانی و جسمی ، بهداشت به معنای نبود بیماری یا عقب ماندگی نیست."

تعریف انجمن بهداشت روانی کانادا

انجمن بهداشت روانی کانادا در یک دید جامع بهداشت روانی را در سه قسمت "نگرش‌های مربوط به خود ، نگرش‌های مربوط به دیگران و نگرش‌های مربو به زندگی" تعریف می‌کند. از نظر این انجمن بهداشت روانی یعنی : "توانایی سازگاری با دیدگاههای خود ، دیگران و رویارویی با مشکلات روزمره زندگی."

عوامل موثر بربهداشت روانی

بهداشت روانی افراد متاثر از عوامل متعددی است، اگر چه این عوامل به صورت جداگانه مورد مطالعه قرار می‌گیرند ولی در واقع این موضو ع چند وجهی متاثر از یکدیگر است. بدین معنی که افراد به علت شرایط محیطی یا عوامل فردی تعادل و آرامش روحی شان دچار تغییراتی می‌شود و هر چه شدت این عوامل زیادتر باشد، تاثیر و تهدیدش بیشتر خواهد بود. عواملی همچون : "عدم برآورده شدن نیازهای اولیه، ناکامی، استرس، یادگیری، مسائل اجتماعی و رسانه های جمعی و... از عمده ترین تاثیرگذاران بر بهداشت روانی هستند.

ابعاد بهداشت روانی

پیشگیری نوع اول

هدف این نوع از بهداشت روانی ممانعت از شروع یک بیماری یا اختلال است، "با حذف عوامل کلی کاهش عوامل خطرساز ، تقویت مقاومت افراد ، دخالت در فرایند اختلال" بدست می‌آید." برنامه‌های آموزش بهداشت روانی (نظیر آموزش والدین برای تربیت کودکان ، آموزش تاثیرات مصرف الکل و مواد و...)، برنامه‌های بالا بردن کارایی و توان افراد (نظیر برنامه‌های تقویتی برای کودکان محروم) ، ایجاد سیستم‌های حمایت اجتماعی (نظیر بیمه های درمانی  ، ایجاد و حمایت از گروه‌های محلی و اجتماعی حمایت کننده از افراد مبتلا)" نمونه‌های پیشگیری نوع اول می‌باشد.

پیشگیری نوع دوم

هدف اقدامات این بعد از برنامه بهداشت روانی ، شناخت به موقع و درمان فوری و مناسب اختلال (یا بیماری) است. تمام نظریه‌ها و اقدامات درمانی نظیر "دارو درمانی  ، رفتار درمانی  ، شناخت درمانی  ، گروه درمانی  ، روانکاوی  و ..." در غالب این بعد از بهداشت روانی قرار می‌گیرد.

پیشگیری نوع سوم

هدف این بعد از بهداشت روانی ، بازگرداندن و حفظ تمام یا قسمتی از توانایی‌های از دست رفته فرد به علت اختلال (یا بیماری) است، تا فرد بتواند به گونه‌ای مفید و سازنده به زندگی "خانوادگی ، اجتماعی و شغلی" خود باز گردد. در واقع برنامه‌های این بعد با "توانبخشی" (Rehabilitation) افراد و جلوگیری از بازگشت مجدد اختلال (یا بیماری) در فرد و حفظ و پیشبرد سلامت ایجاد شده توسط درمان ، سروکار داشته ، اقدامات قبلی را تکمیل می‌کند.

چشم انداز بحث

موضوع بهداشت روانی و تامین آن برای "مردم ، سازمانها و دولتها" بسیار مهم است، چرا که با کارایی فردی و اجتماعی افراد و در کنار آن با پیشرفت‌های "علمی ، صنعتی و..." جامعه گره خورده است. امروزه اکثر کشورها منابع زیادی را برای بهبود بهداشت روانی جامعه صرف می‌کنند و در کنار آن با تدوین برنامه‌های جامع از "سازمان‌ها و منابع محلی – اجتماعی" نیز استفاده می‌کنند. متاسفانه ایران از این حرکت جامعه بشری به دور مانده است.

بطوری که افراد و بیماران دچار مشکلات روحی از ابتدایی‌ترین حق خود یعنی بیمه خدمات درمانی بهداشتی محروم هستند و تاکنون هیچگونه نشانه و حرکت موثری که نشان دهنده اهمیت بهداشت و سلامتی این افراد باشد در دولت دیده نشده است. در واقع افراد و بیماران دچار "مشکلات روحی – روانی" افراد "فراموش شده" در ایران هستند.